تبليغاتX
پوران ایران زمین
شرح هویت و جوانمردی ایرانیان
 

جنوب کشورم که کانال سوئز بودده است. این را من نمی گویم. سنگ نوشته های کورش می گوید و دنیا هم اعتراف کرده است. شمال کشورم کجاست؟
عباس میرزا را صدا می زنم. جوابم را می دهد. اما گوش هایم بخاطر صدای انفجار سنگین شده است و نمی شنوم. به عباس میرزا می گویم فداکاریهایت را می دانم و درک می کنم. از نامردان روزگارت هم خبر دارم. من از همان روزهای جنگ در جنوب به فکر شمال هم بوده ام. امروز می گویند" کشور آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و ..." اما این سرزمین های شمال کشورم است، روزی خواهیم آمد نه با لشکرکشی و از روی زمین، خواهیم آمد خواهیم آمد، اما نه از آسمان. با اعتقاداتمان می آییم، با اندیشه مان می آییم، با ایمان می آییم، با خدایمان می آییم. فرودمان بر زمین نیست، بر قلب ها خواهیم نشست، آنگاه بندگان خدا انتخاب خواهند کرد ، بازگشت به مادر مهربان (ایران) یا تکه تکه هر دم به هر سو دست درازکردن و تمنا کشیدن؟!
عباس میرزا تورا فراموش نمی کنم. عباس میرزا به صاحب نامت قسم که فرزندت را برای ایران فداکردی، سر به آسمان می سپاریم و جنگ ناتمام تو را به سرانجام خواهیم رساند.
زنده باد ایران از شمال تا جنوبش

+ نوشته شده در  ساعت 12:43  توسط دایی علی | 

بسمه تعالی

تندگویان در نهم آبان ۱۳۵۹ در جاده ماهشهر-آبادان به اسارت دشمن بعثی درامد .پس از سالها زندان و شکنجه هیچکس از نحوه شهادتش با خبر نشد . در سال ۱۳۷۱ بعثی ها حاضر شدند جنازه این شهید را در اختیار ایران بگذارند . هیئتی متشکل از همرزمانش خانواده اش و تیم پزشکی به بغداد امدند. روز اول بعثی ها یک جنازه که فقط اسکلتی بیش نبود را بعنوان جنازه شهید تندگویان تحویل دادند. تیم پزشکی پس از ۱۰ دقیقه اعلام کردند این جنازه مربوط به شهید تندگویان نیست . دندان پزشک ایشان از روی سوابق دندانپزشکیش و پزشک دیگر با اندازه گیری استخوان ساق پا سریعا تشخیص صحیح دادند بعثی ها پس از چند روز مذاکرات طولانی جنازه شهید تندگویان را تحویل دادند که به علت مومیایی ناقص  علت شهادت و  تاریخ شهادت  مشخص نگردید.

یاد و راه پر افتخارش زنده باد.

+ نوشته شده در  ساعت 19:29  توسط دایی علی |