تبليغاتX
پوران ایران زمین
شرح هویت و جوانمردی ایرانیان

بسم تعالی

امروز وقتی روزنامه ها را ورق می زدم خبر در گذشت عبدالهادی کرمی را دیدم و به یاد روزهای اول جنگ افتادم . من که آن روزها به اهواز رفته بودم مدتی با او که معلوم بود مجاهدی خستگی ناپذیر است به همراه تعدادی از بچه های جنوب شهر تهران و بچه های اهواز و چند افسر تیپ نوهد که در کودتای نوژه شرکت کرده بودند و بعدا در خواست عفو و شرکت در جبهه را داشتند و توسط امام آزاد شده بودند همراه بودم . او که مجتهدی عالم بود ، چنان محکم و شجاعانه در پی بیرون راندن اشغال گران بعثی بود که به همه درس جوانمردی و مردانگی می داد . خدایش بیامرزد .

+ نوشته شده در  ساعت 0:25  توسط دایی علی | 

درهنگامه نبرد با دشمن بعثی محبت و مودت بین رزمندگان از رحمت پیامبر گرامی بود، چنانکه تمام سختیها و مشکلات شیرین بنظر می آمد و واقعا اینطور بود و همه ی این ها رایحه ای از بوی خوش محمد (ص)

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل  رمیده  ما را  انیس  و  مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به  غمزه  مسئله  آموز  صد  مدرس  شد

+ نوشته شده در  ساعت 23:15  توسط دایی علی | 

بسم تعالی

فرمانده ای می گفت : خدایا عمر طولانی برای خدمت به نهضت امام خمینی بما عنایت فرما وهرگاه اراده کردی این جان که امانت خودت است را بستان.

هزار دشمنم ار می کنند قصر هلاک                گرم تو دوستی از دشمنان نـدارم بـاک

 مـرا امـیـد وصـال تـو زنـده مـی دارد                 وگـنه هـر دمـم از هـجرتـت بـیـم هلاک

+ نوشته شده در  ساعت 15:43  توسط دایی علی | 

بسم تعالی

بروبجردی چند ماهی بود که از کردستان به تهران آمده بود و عملیات فتح المبین را سامان داده بود . اکثر فرماندهان با تجربه مثل حاج همت و خرازی و متوسلیان و ... را هم به جنوب اورده بود و آنها به عنوان فرماندهان اصلی ترین تیپ ها قرار گرفته بودند، در اواخر عملیات که هر کسی با هر نیتی خود را به جنوب می رساند و در جشن پیروزی شرکت می کرد ، بروجردی بدون سرو صدا به کردستان باز گشت و به پاکسازی مزدوران بعثی در محور سردشت-بانه اقدام نمود .

+ نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط دایی علی | 

گردان۱۱  ابوالفضل تیپ ۱۷ قم که بعدها به لشکر ۱۷ امیر المومنین نام گرفت دو گروهان آن متشکل از دانش آموزان ، معلمان و مدیران دو مدرسه شهر کازرون و یک گروهان آنهم مردان یک روستای کازرون بودند وتیم ۲۰ نفره ما هم که از بچه های تهران بودند ، تشکیل شده بود در مرحله ی سوم عملیات فتح المبین شرکت کرد و موفق به فتح تپه های بیست و شلش در منطقه ی شوش دانیال و مشرف بر سایت هاگردید . اما این پیروزی با شهادت بیش از ۸۰ شهید و ۱۲۰ مجروح به دست آمد . سه نفر از دوستانم نیز در این عملیات به شهادت رسیدند .

سید ابوالفضل هاشمی

عباس چهار دانگه

محمد هاشمی

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:29  توسط دایی علی |