![]() |
![]() |
|
| شرح هویت و جوانمردی ایرانیان |
|
بسم تعالی حکایت منافقین که در چنین روز هایی در سال 1367 مزدوری خود را به صدام ثابت کردند ، همان کلام خداست در کتابش که می گوید : "انسان می تواند از حیوان هم پست تر باشد " منافقین همراه با نیروهای صدام که دوباره به ایران عزیز حمله ور شدند ، آنها هم از غرب هجوم آوردند و تا تنگه مرصاد پیشروی کردند ولی فرزندان اسلام پاسخ دندان شکنی به آنها دادند . یاد سلحشوری رزمندگان اسلام بخصوص صیاد شیرازی و احمد کاضمی بخیر. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:15 توسط دایی علی |
|
|
دو دختر صدام كه همسران حسين كامل و صدام كامل بودند ، پس از فرار به اردن و باز گرداندن آنها به بغداد در سال 1994 از فرزندانشان جدا شدند و شوهرانشان به همراه فرزندانشان به دستور صدام و به دست حسن علي مجيد ديگر عموزاده صدام كشته شدند ؛ ... حال و روز اين دختران پس از مرگ صدام كه هم پدر است و هم قاتل شوهر و فرزندان شان چگونه است ؟! ديكتاتور به فرزندان خود هم رحم نمي كند .... آن روز كه امام مي گفت : هر كس صدام را دوست دارد ، دعا كند صدام زودتر بميرد . از عمق كلام امام چيزي نمي فهميدم ولي امروز .... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:47 توسط دایی علی |
|
|
صدام مقامات ارشد خود را كه ديگر به او فادار نبودند ، اعدام مي كرد و جنازه آنها را در مقابل چشم ديگر مقامات بلند پايه خود به سگان و حيوانات گرسنه و درنده مي سپرد تا عبرتي براي آنها باشد ؛ يك مورد آن جنازه سر لشكر عباس راجي تكريتي بود كه در سال 1993 ميلادي چنين كرد و يا در حمله به مقر حسين كامل كه داماد صدام بود چنان ساختمان را بر سرش منفجر كرد كه از جنازه او و سي و سه همراهش چيزي باقي نماند ؛ در حالي خانواده حسين كامل كه از عموزادگان صدام هستند و صدام جنازه او را از قبر بيرون آورده و به سگان گرسنه و درنده سپرده اند ؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:46 توسط دایی علی |
|
|
امير كبير مي گفت : تا كي بايد خارجي ها توليد كنند و ما مصرف كنيم ؟ تا كي بايد جنس وارد كنيم و به جايش سكه هاي طلا بدهيد ؟ به او مي گفتند : كه آخر ما نه كارخانه داريم و نه استاد كار ماهري و امير مي گفت : مگر چلاقيم ؛ هم كارخانه مي سازيم و هم استاد كار ماهر تربيت مي كنيم . دو نمونه از كار هايش : قبل از صدارت امير كبير سردوشي نظاميان را از اتريش وارد مي كردند. . روزي يك سردوشي قشنگ و جالب كه به دست خانمي به نام خورشيد دوخته شده بود ، به نظر امير رسيد و آن را پسنديد و زن را خيلي تشويق كرد و دستور داد كه امتياز تهيه سردوشي را براي پنج سال به او واگذار شود و برايش كار گاه و ابزار تهيه كردند و شاگرداني در اختيارش گذاشتند ... روزي ديگر سماور از روسيه برايش سوغات آورده بودند و واردات سماور هم بسيار زياد شده بود ، امير كبير به استاندار اصفهان دستور داد و گفت بهترين صنعت گران را در اصفهان پيدا كن و به تهران بفرست . او هم استاد حسن و استاد اكبر را به نزد امير فرستاد و امير از آنها خواست به صنعت سماور سازي روي بياورند و همينطور هم شد و سرمايه و لوازم هاي مورد نياز را در اختيار آنها گذاشت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:44 توسط دایی علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیتم ماندگاری هویت و جوانمردی پوران ایران زمین است.
|
| پیوندها |
|
کشکول سرداران عشق |
|
RSS
|