تبليغاتX
پوران ایران زمین
شرح هویت و جوانمردی ایرانیان

او شهید شد، شاهد است،به دیدارمشهود شتافت .

عضویت درناسا (سازمان فضایی آمریکا) نپذیرفت ولی به معراج رفت.

جنوب لبنان، کوههای کردستان، دشتهای خوزستان شهادت میدهند مردانه زیست و جونمردانه رفت؟

کجا رفت... پیش خدا

 

 

 

 

                                  

+ نوشته شده در  ساعت 23:32  توسط دایی علی | 
                                            

 

دانشمندی عارف، جنگجویی شجاع، چریکی مهربان، مسلمانی وطن پرست، مردی که به فضا نرفت، ولی راه معراج را در پیش گرفت...                                                          ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:2  توسط دایی علی | 

نوروزسال1360 در  جبهه ایستگاه 7 آبادان  روحانی ازطرف امام یک سکه 2 تومانی به بچه هاعیدی داد مجید آخوندی این سکه را   درجیب سمت چپ پیراهن خود گذاشته بود ،خیلی ازبچه هامی خواستند آن سکه را ازمجید بگیرند ،مجید که آدم بخشنده ای بود ولی این هدیه رابه کسی نمی داد 5 ماه بعد خمپاره ای جلوپای اوبه زمین خورد وترکشی به سینه چپ اوخورد ،همه گفتند کارمجید تمام شد ، ولی مجید سالم بود،چراکه ترکش به سکه عید امام خورده بود.

+ نوشته شده در  ساعت 23:8  توسط دایی علی | 

امام که رفت قلب اوداغدارشدوازآن روزتاکنون این زخم تازه است

وهرگاه کجروی ازآرمان هایش پیش می آیداز قلب اوخون می چکد 

+ نوشته شده در  ساعت 22:18  توسط دایی علی | 

                        

امام که رفت روح و جان او هم رفته بود اگر خود او نگفته بود: نگذارید این انقلاب به  دست نا اهلان بیفتد.

                                         حتما با او می رفت

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:47  توسط دایی علی | 

خدا که می داند

رزمند ه ای که ازابتدا جنگ جانانه می جنگید ودیده بانی حرفه ای بودوتوپخانه بدون او شلیک نمی کرد، قصد داشت به شهرخود برود، همه رزمند گا ن ازاینکاراومتعجب بودندوفرما نده حیران!

 او به فرمانده اصرار می کردکه با بازگشت او موافقت کند، فرمانده علت اصلی را پرسید؟ پاسخ داد: حضور مستمر من در جبهه باعث شده که زن و فرزندانم فکر کنند من آنها را دوست ندارم، فرمانده گفت: خدا که می داند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:4  توسط دایی علی | 

بسم تعالی

ابراهیم ، احمد ومهدی

ابراهیم همت ماموریت داشت از محور شلمچه با فرماندهی تیپ محمد رسول الله(ص) عقبه دشمن را فتح و بعثی ها را به محاصره در بیاورد . احمد کاظمی با فرماندهی تیپ نجف اشرف از سمت راست جاده ی اهواز- خرمشهر ومهدی باکری از سمت چپ جاده عملیات آزاد سازی خرمشهر را آغاز نمودند . همیشه در این فکر بوده ام این اسامی ارتباتی با ابراهیم و پیامبر و منجی بشریت ندارد ؟ آنها انسانهایی تکامل یافته بودند که از میدان مین و هزاران موانع انسانی و جنگی عبور نکردند . آنها از دنیا عبور کردند و به لقاءالله پیوستند آنها عارفانی بودند که در هاله ی جنگی مقام خود را مخفی داشتند . آنها جنگجویانی بودند که شکست های سلاطین بی کفایت ایران در 400 سال گذشته را به قله های فتح و پیروزی رساندند و فکر ضربه به ایران را حداقل تا 400 آینده از ایران دور کردند . ابراهیم ، اححمد و مهدی را به خاطر بسپاریم ، کعبه را به خاطر داشته باشیم . خرمشهر، نماد حماسه عشق و عرفان را بیاد داشته باشیم.

+ نوشته شده در  ساعت 13:7  توسط دایی علی | 

یا وجیها عندالله

فرمانده می گفت:

گردان تحت فرماندهی ما تا 2 خرداد برای شرکت در عملیات فرا خوانده نشده بود، حدود ظهر وارد محل گردان شده و مشاهده کردم گردان در زیر آفتاب شدید مشغول خواندن دعای توسل می باشد و همه رزمندگان با چشمان گریان می خواندند " یا وجیها عندالله، اشفع لنا عندالله" این گریه و زاری و شفیع قرار دادن چهارده معصوم برای چه بود؟ برای توفیق شرکت در عملیات برای آزاد سازی خرمشهر

 

 

                                

 

 

                                                          

+ نوشته شده در  ساعت 0:42  توسط دایی علی |