![]() |
![]() |
|
| شرح هویت و جوانمردی ایرانیان |
|
عاقبت حیف که ما انسانها به عاقبت کار کمتر فکر می کنیم، صدام در سی و سه سال حکومت خود دهها هزار انسان بی گناه را کشت و یا به کشتن داد و هیچ نمی اندیشید که روزی در قفس اعمال خود و به دست جنایتکاران دیگری گرفتار شود، امروز بوش طی سه سال حداقل صد هزار عراقی را به کشتن داده است و سر مست که ما دمکراسی به ارمغان آورده ایم؟!! اما دیر نیست روزی که گرفتار اعمال خود باشد یا آتش خشم ملت ها و یا امواج خشم کاترینا ها...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:11 توسط دایی علی |
|
|
25 سال است که آذر ماه ره بیاد چهل شهید عملیات حصر آبادان در خاطر دارد، 19 آذر سال 1359 سید مصطفی سید آقا و همرزمانش از کناره های جاده آبادان – ماهشهر به خطوط اصلی دشمن مکار حمله کردند، اما تقدیر چنان بود که پیروزی نرسند و پیکر مطهرشان در میدان مین عراقی ها تا 5/7/1360 که محاصره آبادان در عملیات ثامن الائمه و به نام مبارک امام رضا علیه السلام شکسته شد، روح بخش و انرژی دهنده رزمندگان بود.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:12 توسط دایی علی |
|
|
او اولین همراهم در جنگ بود، شجاعت را از او که یتیم و امید مادرش بود،فرا گرفتم، به خدا قسم با دشمن بعثی جنگیدن برایش سختی و ترس نداشت، اما انسان از مهر مادری تنها بگذرد، شجاعت می خواهد و اکبر چنین در مقابل دشمن مانند ببری خشمگین بود و با همراهانش دوستی مهربان و در چنین روزی در سال 1359 و در ایستگاه هفت آبادان به خاطر مهربانیش شهادت را پذیرا شد و رفت... وبرای من ترکشی به یادگار گذاشت که او را از یاد نبرم.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:34 توسط دایی علی |
|
|
عملیات والفجر چهار در سال 1362 در غرب کشور شروع شده بود. به پورانی گفتم: "چه وقتی این جنگ تمام می شود و راحت می شویم" پورانی نگاه معنی داری به من کرد و گفت: " جنگ تمام می شود ولی راحتی در کار نیست." او رفت و شهید شد ولی من سالهای پس از جنگ را دیدم و آنچه یافتم غصه های دردناکتر از زمان جنگ و قصه های ناگفته در دل، آن یگانه ناظر و حاضر می داند که پس از جنگ بر رزمندگان چه گذشت... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:35 توسط دایی علی |
|
|
چنین ماههایی در سال 1359 آبادان در محاصره ارتش بعث صدام بود و رزمندگان تقریبا با دست خالی مقابل آن ارتش مجهز به سلاحهای شرق و حمایت های غرب ایستاده بودند و رمز و راز پیروزی و آزاد سازی آبادن عشق به امام و ابتکارات جنگی بود، یکی از |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:42 توسط دایی علی |
|
|
کانی مانگا زمانی که در کانی مانگا به سختی مجروح شده بود، در حین عقب نشینی از کانال حفر شده بروی قله از میان شهدا می گذشت، با این امید که پس از بهبود راه شهدا را ادامه دهد و الان بیش از بیست سال است که هر روز صبح کانال و شهدا را به یاد می آورد و بر عهد خود باقی است که هدف شهدا که اعتلای اسلام و ایران بود را ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:24 توسط دایی علی |
|
|
سید محمد موسوی در عملیات 19/9/1359 در آبادان برادرش سید جواد موسوی شهید شد و سید محمد موسوی دو پایش به بهشت رفت و خودش در این دنیا ماند ولی صبورانه 25 سال است که عاشقانه زندگی می کند، درد ها، رنجها و مصیبت ها اراده او سست نکرده و من فکر می کنم جایگاه سید محمد در بهشت از سید جواد بالاتر خواهد بود.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:30 توسط دایی علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیتم ماندگاری هویت و جوانمردی پوران ایران زمین است.
|
| پیوندها |
|
کشکول سرداران عشق |
|
RSS
|