![]() |
![]() |
|
| شرح هویت و جوانمردی ایرانیان |
|
محسن سینجلی بیش از دو سال بود که در قرارگاه نوح (ع) برای عملیات ولفجر 8 در واحد اطلاعات عملیات زحمت کشیده بود ولی یک ماه قبل از عملیات به تهران رفت و بعنوان یک بسیجی ثبت نام کرد و همراه رزمندگان لشکر محمد رسول الله شد، در همین عملیات هم مجروح شد و پس از مدتی به لقا الله پیوست. هر وقت یاد محسن در ذهنم نقش می بندد ناخود آگاه اخلاص که ویژگی او بود، وجودم را فرا می گیرد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:38 توسط دایی علی |
|
|
دیده بان کاظم دیده بانی حرفه ای بود، تمام فرماندهان ارتش او را تحسین می کردند، به همین خاطر اغلب واحدهای توپخانه های منطقه گیلان غرب برای ثبت آتش خود از او می خواستند برای آنها دیده بانی کند و او هم قبول می کرد. و این به معنی آن بود که او با هزار زحمت سنگری برای خود می ساخت و تا می آمد استراحتی کند باید سنگر نو ساخته را رها کند و سنگری دیگر، روزی به او گفتم: " اعتراضی نداری؟ " در پاسخ گفت: برای ما هم ترک دنیا یعنی همین.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:2 توسط دایی علی |
|
|
کریمه اهل البیت از جبهه بر می گشت. در قم پیاده شد و به زیارت دختر موسی بن جعفر(ع) حضرت معصومه (س) رفت و پس از زیارت از پل آهنی کنار حرم عبور کرد و چند دقیقه ای نگذشته بود که که ماشین جلوی پایش نگه داشت و او را به تهران رساند تا آخر دفاع مقدس هر وقت از جبهه باز می گشت به زیارت می رفت و مطمئن بود...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 10:16 توسط دایی علی |
|
|
قول و قرار هیئت تمام شده بود و زمزمه عملیات بود، یکی از بچه ها قصد داشت به جبهه برود از دیگر دوستانش خداحافظی می کرد، نه آنطور که دیگران از نیتش مطلع شوند ولی ناصر کامکار و سعید افغانی فهمیدند و گفتند: اینطور خداحافظی نمی کنیم. قول و قرار اینطور گذاشتند هر که زودتر شهید شد، دم در بهشت بایستند تا دیگر دوستان برسند و با هم وارد بهشت شوند. عملیات بدر تمام شد ناصر و سعید شهید شدند حتما به قول و قرار خود پایبندند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:27 توسط دایی علی |
|
|
کمتر از یک ماه بود که به جبهه آمده و بر اثر ترکش توپخانه عراق دستش قطع شده بود. گریه می کرد نه به خاطر دستش می گفت :"من برای شهادت آمدم ولی لیاقت نداشتم ". به شهرش تبریز رفت و پس از مدتی خبر شهادتش به دست منافقین همه رزمندگان را غمگین کرد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:25 توسط دایی علی |
|
|
بهترین مردم امیر المومنین (ع) فرمود: " خیر الناس من طهر نفسه من الشهوات " بهترین مردم کسی است که نفس خود را از شهوات حیوانی پاک دارد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:35 توسط دایی علی |
|
|
در فضیلت راستگویی شیخ بهلول در سن نود سالگی در کنار رزمندگان بود. بچه ها برای شرکت در عملیات آماده می شدند، یکی از رزمندگان (که حالا استاد دانشگاه است ) از او نصیحتی می خواهد، شیخ بهلول می گوید: " هیچ گاه دروغ مگو". معصوم میگوید: وقتی دروغی گفته می شود بوی بدی تا آسمان هفتم می رود و ملائکه هفت آسمان فرد دروغگو را لعن می کنند". |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:52 توسط دایی علی |
|
|
عید سعید فطر بر همه مسلمین جهان مبارک باد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:29 توسط دایی علی |
|
|
شاهدان شهید گاهی که امام علی (ع) از بی وفایی کوفیان به تنگ آمده و درد ها بر دلش سنگینی می کند، از یاران شهیدش یاد می کند و در فراقشان اشک غربت می ریزد. " آری آن دسته از برادرنی که در جنگ صفین خونشان ریخت هیچ زیانی نکرده اند گرچه امروز نیستند تا خورکشان غم غصه و نوشیدنی آنها خونابه دل باشد. به خدا سوگند آنها خدایشان را ملاقات کردند که پاداش آنها را داد و پس از دوران ترس آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود. کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند و با حق در گذشتند؟ کجاست عمار؟...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:22 توسط دایی علی |
|
|
کودکی به کودکی می گفت: دیشب را گرسنه خوابیدم... به من بگو آن مردی که هر شب نان و خرما می آورد نزد تو آمد یا نیامد...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:16 توسط دایی علی |
|
|
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است * تا به گیسوی تو دست نا سزایان کم رسد هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است * شهسوار من که مه آئینه دار روی اوست تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است * من نخواهم کرد ترک یار و جام می زاهدان معذور را دیدم که اینم مذهب است * اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است سعید سعیدی شب عملیات مرحله سوم بیت المقدس این شعر حافظ را می خواند، آری شب عملیات برای رزمندگان شب قدر و وصل بود، خوشا به حالشان. سعید در عملیات مسلم بن عقیل در منطقه سومار به شهادت رسید. (خاطره مربوط به شهید سعید را می توانید در آرشیو وبلاگ در مورخه سوم خرداد در هفت منزل عشق بخوانید) التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:14 توسط دایی علی |
|
|
برای آقا ناصر پخش مستقیم مراسم مداحی و مناجات از طریق اینترنت در ایام ماه مبارک رمضان توسط مداح اهل بیت برادر: حاج محمد طاهری آدرس سایت: www.noorieh.com |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:26 توسط دایی علی |
|
|
بسمه تعالی نادر در یک خانوده بسیار مرفه بزرگ شده بود، ولی هنگام محاصره آبادان به جبهه آمده بود و می گفت: بخاطر حرف امام که گفته: "حصر آبادان باید شکسته شود" آمده ام. از بعثی ها و آتش سنگین ارتش عراق هم هیچ ترسی به دل نداشت. شبی دیدم در کنار خاکریز از دست پشه ها گون دور سرش کشیده و خوابیده است...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:24 توسط دایی علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیتم ماندگاری هویت و جوانمردی پوران ایران زمین است.
|
| پیوندها |
|
کشکول سرداران عشق |
|
RSS
|